آیینه پژوهش
(١)
تفسير علمى ، بايدها و نبايدها - نفيسى شادى
١ ص
(٢)
چهار كتابخانه بزرگ بغداد در قرون وسطى - استلهورن مکنسن روث
٢ ص
(٣)
توسعه آموزش و وضعيت كتابدارى در كشورهاى عربى خليج فارس - جميل آشور محمدصالح
٣ ص
(٤)
در باره منابعِ تاريخ عاشورا - جعفريان رسول
٤ ص
(٥)
حديث متواتر ثقلين و كتابى عظيم - حکيمى محمدرضا
٥ ص
(٦)
زبور آل محمّدع در گذر تاريخ - جهانبخش جويان
٦ ص
(٧)
قاضى نعمان و كتاب الايضاح - رحمتى محمدکاظم
٧ ص
(٨)
بيرجند در كمند دو نگاه - ارشاد سرابى اصغر
٨ ص
(٩)
درنگى در ترجمه مغازى واقدى - واثقى راد محمدحسين
٩ ص
(١٠)
تفرّجى در ديوان منوچهرى دامغانى - مشتاق مهر رحمان
١٠ ص
(١١)
تأملى بر كتابشناسى جهانى نسخه هاى خطى ترجمه هاى قرآن مجيد - رحمتى محمدکاظم
١١ ص
(١٢)
نگاهى به كتاب مقالات ،دكتر حسين الهى قمشه اى - معتمدى مسعود
١٢ ص
(١٣)
كتابى به خون جگر - ابراهيم قيصرى
١٣ ص
(١٤)
معرفى هاى اجمالى -
١٤ ص
(١٥)
معرفى هاى گزارشى -
١٥ ص
(١٦)
مجله هاى پـژوهشى -
١٦ ص
(١٧)
استدراكى بر مقاله كتابشناسى حجاب - ملکشاهى احمد
١٧ ص
(١٨)
معرفى كتاب هاى شيعه شناسى - خوشنويس حميد
١٨ ص
(١٩)
اخبار -
١٩ ص
(٢٠)
فهرست موضوعى سال دوازدهم
٢٠ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨ - معرفى كتاب هاى شيعه شناسى - خوشنويس حميد

معرفى كتاب هاى شيعه شناسى
خوشنويس حميد


شيعه در لغت به معنى انصار و اتباع مى باشد, لكن در اصطلاح به كسانى اطلاق مى شود كه از على(ع) و اهل بيت(ع) پيروى مى كنند. فيروزآبادى مى نويسد:
به اتباع و انصار يك شخص (شيعه الرجل) مى گويند و اما شيعه به عنوان يك فرقه, لفظ عامى است كه در مورد مفرد, مثنى, جمع, مذكر و مؤنث به يكسان به كار برده مى شود و اين اسم در مورد پيروان على و خاندانش غلبه دارد و چونان اسم خاصى برايشان مى باشد.١
شايد روايت ابومخنف قديمى ترين روايتى باشد كه شيعه در آن به مفهوم پيروان و ياران على و خاندانش به كار رفته است. در روايت ياد شده آمده كه حسن بن على(ع) خطاب به مردم كوفه فرمود: (شما شيعيان ما هستيد.)٢ شيعه به همين معنا در روايات منقرى و مسعودى هم آمده است.

منقرى از قولِ امام على(ع) مى گويد: (پيروان طلحه و زبير در بصره شيعيان و عاملان مرا كشتند.)٣ و مسعودى روايت مى كند كه امام على(ع) بعد از بيعت ابوبكر با شيعيانِ خود در منزل[اش] نماز گزارد.٤

ابوالحسن اشعرى در تعريف شيعيان گفته است: (از آن جهت به ياران على(ع) شيعه مى گويند كه ايشان از على(ع) پيروى كردند و او را برتر از ديگر اصحابِ رسول خدا(ص) دانستند.)٥

شهرستانى در تعريف شيعه مى نويسد: (شيعه كسانى هستند كه از على(ع) پيروى كردند و به نصّ و وصيّت خفيّ و جليّ به امامت و خلافتش قايل شدند. شيعه اعتقاد دارد كه امامت از اولاد على(ع) به ديگرى نمى رسد, و امامت غير ايشان يا از روى ظلم است و يا اين كه خود اين خاندان با توسل به تقيّه از امامت دست برداشته اند.)٦
ظاهراً تعريف شهرستانى از تعريف اشعرى دقيق تر مى باشد, زيرا وى به دو نوعِ نص جلى و خفى اشاره مى كند, و مسأله نص براى شناخت شيعه و ـ به ويژه اماميه ـ از ديگر مسلمانان, ضرورى است. شيخ طوسى به بحث از نص و وصيت پرداخته, و مى گويد شيعه كسى است كه به دليلِ وصيت پيامبر(ص) و اراده خدا به امامت على(ع) باور دارد.٧

شيخ طوسى نص را به جلى و خفى تقسيم مى كند و در تعريف آن دو مى نويسد: (نص جلى روايتى است كه شيعه اماميه به طور ويژه آن را نقل كرده است, هرچند اصحابِ حديث آن را در شمار خبر واحد آورده باشند. و نص خفى آن است كه تمامى امت آن را به ديده قبول نگريستند, هرچند در تأويل و تشخيص مراد حديث اختلاف كردند, ولى هيچ يك از آن بزرگان در صدد انكار حديث مزبور برنيامده اند.)٨

جاروديه كه يكى از فرق زيديه مى باشد, اعتقاد دارد كه نص جلى بر امامتِ على(ع) حالت وصفى دارد و به صورت تسميه نمى باشد. در اين مورد اشعرى مى نويسد: (به پندار جاروديه, پيامبر(ص) به صورت وصفى على(ع) را امامِ بعد از خودشان قرار داده است….)٩

شيخ طوسى خاطر نشان مى سازد كه سليمانيه ـ يكى از شعبات زيديه ـ به نص باور ندارند, بلكه معتقدند كه (امامت با شوراست و با توافق دو تن از بزرگان مسلمين صورت مى پذيرد و مفضول نيز مى تواند امام باشد.١٠ بنا به نظر شيخ طوسى, صالحيه و تبريّه از فرق زيديه در مسأله امامت همچون سليمانه مى انديشند.١١

به نظر شيخ طوسى غلات شيعه و از جمله آن ها كيسانيه را اماميه از شمار مسلمين بيرون مى شناسد تا چه رسد به اين كه آن ها را شيعه بنامد. زيرا آنان اولاً امامت را تا حد ربوبيت بالا بردند و ثانياً طوايفى از آنان همچون هاشميه انتقال امامت از خاندان على(ع) به اولاد عباس [بن عبدالمطلب] را جايز شمردند. همچنان كه بعضى از غلات امامت را از خاندان پيامبر(ص) ستانده و به عامه مردم ارزانى داشتند; مانند بيانيه كه امامت را به شخصى موسوم به (بيان) مسلّم دانستند.١٢

در پايان, به تعريف ابن حزم از شيعه مى پردازيم كه به نظر مى رسد در ميان تعاريف ياد شده از شموليت و دقت بيش ترى برخوردار است. ابن حزم مى گويد: (شيعه كسى است كه على(ع) را بعد از رسول الله(ص) برتر از همگان مى داند, و امامت را خاصه على و اولادش مى شناسد, و هركه با اين نظر مخالفت نمايد, شيعه نباشد.)١٣

از آن جا كه ابن حزم به افضل بودن على(ع) اعتراف نموده و او را امام و خليفه رسول اكرم(ص) خوانده, به تفصيل تعريف او از شيعه را بيان كرديم; زيرا امامت اولاد على(ع) از فاطمه(ع) بنيانى ترين اعتقاد شيعه است. با معيار امامت, زيديه را كه به افضليت امام قائل نيستند, مى توان از شيعه باز شناخت و, غلات را كه با امامت بسان ربوبيت برخورد مى كنند, از جرگه شيعيان خارج دانست.

دكتر شيبى درباره مجموعه اى از عبارات و اصطلاحات اسلامى از قبيل (انصار), (مهاجرين), (تابعين) و (شيعه) بحث و مناقشه مى كند. انصار به ياران پيامبر(ص) از مردم مدينه اطلاق مى شود و شيعه به پيروان على(ع) اختصاص دارد. شيبى اعتقاد به اصالت شيعه دارد و آن را برخاسته از روحِ اسلام مى داند كه با ويژگى جديد خود به افرادى اطلاق مى شود كه به دليل داشتن وصفى مشترك با عنوان شيعه شناخته مى شوند. تشيّع با روحيه عرب سازگار است و از ويژگى هاى آنان به شمار مى رود و طرز فكرشان را نشان مى دهد. شيبى اسلام را نيز برخاسته از همين منبع مى داند و براى اثبات آن به آيات ٦٧ از سوره عمران و ٩٠ از سوره مباركه يونس استشهاد مى كند. او چنين نتيجه مى گيرد: (مسلمانان مطيع و فرمانبردار خدايند, انصار يارى كننده پيامبرند و مهاجران كسانى هستند كه جهت يارى پيامبر(ص) از وطن خود هجرت نمودند… و [بالاخره] شيعه كسانى اند كه پيرو على(ع) شدند و, تمامى اين ها منطبق با اسلوب و منش عربى است.١٤ زمان ظهور تشيّع
حال كه تا حدودى با تعاريف ملل و نحل شناسان دوره هاى مختلف, از شيعه آشنا شديم, بايسته است كه از زمان ظهور تشيّع نيز مطالبى را عرضه بداريم. در اين باره از علما اقوال متفاوتى نقل شده كه ذيلاً به برخى از آن ها اشاره مى كنيم: ١. ظهور شيعه در عهد پيامبر(ص):
نوبختى (م٣٠٠ق) مى گويد: (اولين فرقه از فرق اسلامى, شيعه است كه در زمان پيامبر(ص) به (شيعه على) معروف بودند و بعد از رحلت آن حضرت, دور على(ع) را گرفته و به امامتش پاى بند شدند).١٥
شيخ صدوق (م٣٨١ق) از ابن عباس نقل مى كند: (شنيدم كه پيامبر(ص) مى فرمود كفار در روز قيامت خواهند ديد كه خداوند تا چه اندازه به شيعه على(ع) ثواب مى دهد و از چه جايگاه و مقامى برخوردارند….١٦ و همچنين پيامبر(ص) فرمود: (هفتاد هزار تن از امت من بى حساب و كتاب به بهشت مى روند. سپس به على(ع) روى كرد و گفت: اينان شيعه تواند و تو امام آنانى).١٧
على الظاهر احاديثى كه دال بر ظهور شيعه در زمان پيامبر(ص) باشد, زياد است, تا جايى كه سيد حامد لكنهورى صفحات عديده اى از كتاب (عبقات الانوار) را به آن اختصاص داده است.١٨ ٢. ظهور شيعه بعد از سقيفه:
پاره اى از مورخان و محدثان ظهور تشيّع را از پيامدهاى جريان سقيفه مى دانند. در حقيقت سقيفه, نقطه عطفى در تاريخ اسلام است كه بعد از آن دسته بندى هاى سياسى ـ مذهبى دنياى اسلام در سده هاى نخستين هجرى به هر ترتيب نوعى به آن وابسته اند.
طبرى نقل مى كند كه بعد از جريان سقيفه شيعه به دور على(ع) جمع شدند و از خلافت او سخن راندند, چندان كه (زبير شمشير كشيد و گفت تا با على(ع) بيعت نشود, شمشيرم را غلاف نمى كنم.١٩يعقوبى نيز خاطرنشان مى كند كه بعد از بيعت ابوبكر جماعتى از مهاجرين و انصار از ابوبكر روى گردان شدند و, (به على گراييدند و از ايشانند: عباس بن عبدالمطلب, فضل بن عباس, زبير بن عوام, سلمان فارسى, ابوذر غفارى, عمار ياسر و مقداد بن عمرو و الخ).٢٠
به نظر مى رسد كه افراد ياد شده در زمان پيامبر(ص) نيز به شيعى گرى معروف بودند, نهايت اين كه بعد از سقيفه (شيعه سياسى) را پى افكندند. ٣. ظهور شيعه در روز جمل:
در مورد اين كه شيعه در روز جمل ظاهر شده باشد, چندان اخبارى وارد نشده است. ابن نديم مى نويسد (على در روز جمل قصد طلحه و زبير كرد, با آنان به جنگ آغازيد تا به امر الهى گردن نهند, هركه را در آن روز با على(ع) بود, شيعه ناميده اند, زيرا آن حضرت پيوسته اصحابش را [شيعتى= يارانِ من] خطاب مى كرد.)٢١
از ميان شرق شناسان ولهاوزن با ابن نديم هم رأى است. او اعتقاد دارد به اين كه بعد از قتل عثمان در ميانِ مسلمانان دو حزب به وجود آمد: حزب على و حزب معاويه, و از آنجا كه در عربيِ صدر اسلام براى حزب لفظ شيعه به كار برده مى شد, ياران معاويه را (شيعةُ معاويه) و انصار على(ع) را (شيعه على) مى خواندند, لكن همين كه معاويه قدرت را به دست آورد و بر سرير سلطنت نشست, لفظ شيعه تنها در مورد پيروان على(ع) استعمال گرديد.)٢٢ ٤. ظهور شيعه بعد از واقعه صفين:

يكى از نظريه ها درباره زمان ظهور شيعه, اين است كه شيعه بعد از واقعه صفين روى نموده است. مونتگمرى وات اسلام شناس دانشگاه ادينبورگ اسكاتلند بر اين باور بوده و مى نويسد: (سرآغاز حركت شيعه در يكى از روزهاى سال ٣٧ق بوده است. زمانى كه عده اى از اتباع على(ع) گفتند كه دوستدارت را دوست مى داريم و دشمنت را دشمن, در حقيقت تشيّع را پى افكندند).٢٣ وات براى اثبات اين نظريه به روايتى از طبرى استناد مى كند: (زمانى كه على(ع) به كوفه درآمد, و خوارج از او جدا شدند, شيعه پايمردى و ثبات خود را در راه على(ع) به اثبات رسانيد و شيعيان فرياد برآوردند كه اى اميرمؤمنان به گردنِ ماست بيعت دومين, ما دوستدار دوستانت هستيم و با دشمنانت مى ستيزيم).٢٤

از مجموع آنچه گفته شد, دو قسم تشيّع از همديگر قابل تشخيص است. قسم اول كه شايد بتوان آن را (تشيّع روحى) ناميد, كه از زمان پيامبر(ص) وجود داشته است. منظور از تشيّع روحى همان اعتقاد به امامت و وصايت على(ع) است كه در همان آغاز دعوت پيامبر(ص) در ضيافت خويشان خود خطاب به آنان فرمود: (إنّ هذا [عليّ] أخي و وصيّي وخليفتى فيكم فاسمعوا له واطيعوا….

ظاهراً وصايتِ على(ع) در ميان مسلمين شناخته شده بوده است, و از اين روست وقتى مردى از ابن عباس (حبرالامه) راجع به پور ابوطالب پرسيد, در جواب گفت: (اى مرد, به خدا سوگند از كسى پرسيدى كه بعد از رسول خدا(ص) چون اويى بر روى زمين گام نگذاشته و كس از او برتر نيست, زيرا او برادر, پسرعمو, وصى و خليفه رسول اكرم(ص) مى باشد).٢٥

وصايت على(ع) چندان معروف بوده كه در بيت ابوالاسود دئلى همچون اسم خاصى به كار رفته است:
(أحبّ محمّداً حُبّاً شديدا
وعباساً وحمزة والوصيا)
شيعه در مورد وصيت پيامبر(ص) به امامت امام على(ع) كتب زيادى نگاشته و از ميان آن ها كتاب علامه حلى معروف به (اثبات الوصيه) از همه مشهورتر است. علامه در اين كتاب به حدود سى كتاب در باب (وصيت) اشاره كرده و از كتاب (الوصية) مسعودى نيز نامبرده است.
اعتقاد روحى به امامت و وصايت امام على(ع) از همان آغاز ظهور اسلام در ميان امت مشهور و معروف بوده است و اين همان است كه در اين جا از آن به (تشيّع روحى) ياد كرديم. اين قسم از تشيّع شناخته شده ترين نوع شيعى گرى است و آنچه كه در اشعار و رجزهاى صحابه در مورد امامت و خلافت على(ع) آمده, ناظر بر همين قسم تشيّع است, مثل:
وكانَ ولي العهد بعد محمّد
عليّ وفى كل المواطن صاحبه
على ولى اللّه اظهر دينه
وأنت مع الأشقين فيما تحاربه
(فضل بن عباس)

و اما قسم دوم تشيّع كه از آن به (تشيّع سياسى) ياد كرديم, بعدها به وجود آمده و حق همين است كه بگوييم شيعه به مفهوم سياسى خود از زمانِ جريان سقيفه شروع شد و بعداً در زمان على(ع) باليد و پس از واقعه جانسوز كربلا هويت مذهبى گسترده اى يافت و در زمان امام محمد باقر و جعفر صادق(ع) در مسائل فقهى و كلامى از ديگر مذاهب پيش تاخت و به اين ترتيب به عنوان يكى از مذاهب اسلامى شناخته گرديد.

نگارنده درباره (شيعه) به همين مختصر كه از كتابِ (تاريخ الاماميّه واسلافهم من الشيعه, بيروت, چاپ سوم ١٤٠٦ق) برگردانده بسنده مى كند و به معرفى كتبى كه درباره (شيعه اماميه) نوشته شده مى پردازد:
١. آيين جعفرى
نورى, هادى, تهران, ١٣٢٤ش, ٢٩٦ص.
٢. آثار الشيعه
عبدالعزيز بن عبدالحسين معروف به آل صاحب جواهر, تهران, ٧ـ١٣٤٢ق, ٤ج, وزيرى.

٣. آراء ائمه الشيعه الإماميه فى الغلاه
حاج ميرزا خليل كمره اى

٤. الاثنى عشريه فى المواعظ العدويه
العاملى, العينائى, محمد, تهران, ١٣٢٢ق, ٣٠٠ص.

٥. احقاق الحق وازهاق الباطل مع تعليقات شهاب الدين نجفى
قاضى شوشترى, نوراللّه, به اهتمام مرحوم آيةاللّه ميرزا حسن غفارى, تهران, ١٣٩١ق, وزيرى, ٧٦٠ص.

٦. أدب الشيعه
دكتر طه, عبدالحسين.

٧. أدب الشيعه إلى نهايه القرن الثانى الهجرى
؟, مطبعة السادة: القاهره, ١٩٦٨, چاپ چهارم.

٨. ارمغان تشيّع
موسوى خراسانى, حسين, انتشارات جعفرى, مشهد, ١٣٤٦ش, جيبى, ٤٣١ص.

٩. الاسلام بين السنة والشيعه
الدفتر دار المدنى, هاشم و الزعبى, محمدعلى, دار الانصاف للتأليف والترجمه والنشر, بيروت, ١٣٦٩ق.

١٠. اسلام در پرتو تشيّع
آل واعظ خراسانى, محمّدحسين, تهران, ١٣٧٢, رقعى, ٤٦٣ص.
١١. الاسلام على ضوء التشيّع
خراسانى, محمّدحسين, تهران, ١٣٣٣, در ٢جلد.
كتاب (اسلام در پرتو تشيّع) ترجمه فارسى همين كتاب است)

١٢. اسلام و شيعه
غروى تبريزى, عبدالحسين, تبريز, ١٣٦٣ش, رقعى, ١٣٦ص.

١٣. اسلام و تشيّع
حاج سيد ضياءالدين استرآبادى, چاپخانه محمّدعلى علمى, ١٣٥٨ش, ٧٨٣ص.

١٤. اسلام و عقايد شيعه يزد
ميرتقى مصطفى, ١٣٥٣, ٤٣١ص.

١٥. اصول تشيّع
انصارى, زنجانى, ٣٣٨ص.
مؤلف در اين كتاب به بررسى عقايد مذهب تشيّع پرداخته و به شبهات مخالفان پاسخ داده است.

١٦. اصول التشيّع
هاشم معروف الحسنى, دار القلم

١٧. الانتفاضات الشيعيه عبر التاريخ
هاشم معروف الحسنى, منشورات الرضى, قم, ١٤٠٤ق, وزيرى, ٥٢٧ص.

١٨. اين است آيين ما
كاشف الغطاء, محمّدحسين, مترجم: ناصر مكارم شيرازى, چاپخانه محمّدى علميّه, تبريز, چاپ اول ١٣٤٦, وزيرى, ٤١٥ص.
اين كتاب ترجمه اى از (اصل الشيعه واصولها).

١٩. بشارة المصطفى لشيعة المرتضى
عمادالدين, الطبرى
اين كتاب در نجف به طبع رسيده است. مؤلف كتاب از اعلام قرن ششم هجرى است.

٢٠. بين التصوف والتشيّع
هاشم معروف الحسنى, دار القلم
مؤلف در اين كتاب به نقد (الصلة بين التصوف والتشيّع) پرداخته است.

٢١. بين الشيعه واهل السنة
دنيا سليمان, وزارة الاوقاف, القاهره, بى تا.

٢٢. تاريخ الاماميه واسلافهم من الشيعه
عبدالله, فياض, مؤسسة الأعلمى للمطبوعات, بيروت, چاپ سوم, ١٤٠٦ق, وزيرى, ٢٢٠ص.
اين كتاب در موضوع خود كم نظير است و به آن مرحوم سيّد محمّدباقر صدر مقدمه اى سى صفحه اى نوشته و درباره ارزش علمى كتاب نكاتى را آورده است.

٢٣. تاريخ تشيّع در ايران از آغاز تا قرن هفتم هجرى
جعفريان, رسول, سازمان تبليغات اسلامى, ١٣٦٨ش.

٢٤. تاريخ الشيعه
مظفر, (شيخ) محمّدرضا, منشورات مكتبه بصيرتى, ٢٧٩ص.

٢٥. تاريخ شيعه و فرقه هاى اسلام تا قرن چهارم
دكتر مشكور, محمّدجواد, انتشارات اشراقى, چاپ چهارم, ١٣٦٨ش, ٣١٢ص.
مؤلف كتاب (فرق الشيعه) را كه خود ترجمه كرده, در تأليف كتاب حاضر به عنوان متن پايه مد نظر گرفته است.

٢٦. تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام
سيد حسن الصدر, شركة النشر والطباعة العراقيه المحدوده, بغداد, ١٣٧٠ق.

٢٧. تحقيق كوتاه درباره شيعه
نورى, يحيى, انتشارات فراهانى, تهران, ١٣٤٦, جيبى, ١٠٩ص.
٢٨. تحقيقى كوتاه پيرامون رابطه تشيّع و ايران
جعفريان, رسول, جهاد دانشگاهى دانشگاه اصفهان, ١٣٦٦ش.

٢٩. تسليه الشيعه وتقويه الشريعه
ميرلوحى
نسخه خطى اين كتاب در كتابخانه آيةاللّه مرعشى نجفى در مجموعه شماره ٣٣٠٦ نگهدارى مى شود.

٣٠. تشيّع shiism (انگليسى)
هانيس هالم, مركز مطالعات اسلامى, ادينبوره ١٩٩١م.

٣١. تشيّع در اندلس
محمود على مكى و عزالدين عمر موسى, مترجم: رسول جعفريان, انتشارات انصاريان, ١٣٧٦ش, ١٠٩ص.

٣٢. تشيّع در مسير تاريخ
دكتر جعفرى, سيّد حسين, مترجم: دكتر سيد محمّدتقى آيةاللّهى, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ١٣٥٩, وزيرى, ٢٨٣ص.
اين كتاب از يك مقدمه و يازده فصل تشكيل شده و در آن از علل پيدايش تشيّع و سير تكوين آن در اسلام بحث شده است. در ضمن در اين كتاب بحث هاى زيبايى راجع به نهضت هاى شيعه موجود است.

٣٣. تشيّع سرخ
دكتر شريعتى, على, مؤسسه ملى, ١٣٥٦ش, ٣٠ص.

٣٤. تشيّع: سيرى در فرهنگ و تاريخ تشيّع
محبى, سعيد, مركز دائرةالمعارف تشيّع, ١٣٧٣ش, وزيرى, ٤٦١ص.

٣٥. التشيّع: عقيدة و تاريخ
الشيخ زكى حسن, انتشارات عاشورا, ١٤١٤ق, رقعى, ١٧٢ص.
اين كتاب در سه فصل: ١. المسلمون بين الاصالة والسيرة, ٢. جذور العقيدة السنيه والشيعيه وراثيّة ام الهيّه, ٣. الدواعى والأسباب لنشأة الشيعه والتشيّع, تدوين يافته است.

٣٦. تشيّع مولود طبيعى اسلام
صدر, سيّد محمّدباقر, ترجمه و تحشيه: على حجتى كرمانى, كانون نشر و پژوهش هاى اسلامى, تهران, ١٣٥٦ش, وزيرى, ١٨٤ص.

٣٧. التشيّع: نشأته ومعالمه
هاشم الموسوى, مركز الغدير للدراسات الاسلاميه, ١٤١٤ق, وزيرى, ٣٧٦ص.

٣٨. التشيّع والاسلام
الصدر, سيد محمدباقر, دارالغدير, بيروت, ١٩٧٣م.

٣٩. تشيّع و تصوف
دكتر شيبى, مصطفى كامل, مترجم: عليرضا ذكاوتى, انتشارات اميركبير, تهران, ١٣٥٩ش, وزيرى.

٤٠. تشيّع يا مكتب نهايى انسان ها
اسلامى, قاسم, تهران, ١٣٥٢ش, وزيرى, ٣٥٨ص.

٤١. تعليمات جعفرى در اصول دين مقدس
؟, جامعه تعليمات اسلامى, تهران, ١٣٥٠ش, ٢ج, وزيرى.

٤٢. ثمَّ اهتديتُ
محمّد التيجانى, السماوى, مؤسسة الفجر, لندن, وزيرى, ٣١٩ص.
٤٣. جغرافياى تاريخى و انسانى شيعه در جهان اسلام
جعفريان, رسول, انتشارات انصاريان, قم, ١٣٧١ش, وزيرى, ٢١٤ص.

٤٤. جهاد الشيعه
سميره مختار, الليثى, قم, ١٣٦٣, وزيرى.
٤٥. چرا مذهب تشيّع را اختيار كردم
شوشترى, محمدحسن, مرعشى, انتشارات صدر, تهران, ١٣٤٩ش, رقعى, ٤٢٤ص.

٤٦. چرا شيعه شدم يا مناظره مستر جان احمد با علماى اسلامى
رازى, محمّد, انتشارات فراهانى, ١٣٥٠ش, جيبى, ٤٠٣ص.

٤٧. چرا مذهب شيعه را انتخاب كردم
حقانى زنجانى, حسين, انتشارات اسلامى, تهران, ١٣٥١ش, جيبى, ٢٤٠ص.

٤٨. چگونه و چرا شيعه شدم
آقايانس, جواد, به اهتمام: رحمت الله مسيبى, تهران, ١٣٥٢ش, جيبى, ٣٦٧ص.

٤٩. حديقه الشيعه
رضوى كاشانى, عبدالحيّ
نسخه خطى اين كتاب در كتابخانه آيةاللّه مرعشى, شماره ١١٢٤ موجود است.

٥٠. حركات الشيعه المتطرفين وأثرهم فى الحياة الاجتماعيه والأدبيه لمدن العراق ابان العصر العباسى الاوّل
دكتر محمّد جابر, عبدالعال: قاهره, ١٩٥٤م.

٥١. حزب الشيعه فى أدب العصر الأموى
دكتر ثريا عبدالفتاح, ملحس, الشركيه العالميه للكتاب, چاپ اوّل, ١٩٩٠م, رقعى, ٥١١ص.

٥٢. حقيقة الشيعه الاثنى عشريه
اسعد وحيد, قاسم, رابطة اهل البيت(ع) الاسلاميه العالميه: لندن, چاپ اوّل, ١٤١٢ق, وزيرى, ١٤٦ص.

٥٣. حمايت از حريم شيعه و ولايت
محلوجى, رضا, تهران, ١٣٤٨ش, رقعى, ١٨٣ص.

٥٤. الخوارج والشيعه
فلهوزن, يوليوس, مترجم: عبدالرحمن بَدَوى, وكالة المطبوعات: كويت, ١٩٧٨م.
اين كتاب در اصل به زبان آلمانى نوشته شده است و در آن مباحث مفيدى راجع به جنبش هاى شيعى و چونايى ظهور خوارج آمده است.

٥٥. الدرجات الرفيعه فى طبقات الشيعه
ابن معصوم, صدرالدين على بن احمد, المدنى, الحسينى.
اين كتاب با مقدمه محمد صادق بحرالعلوم در نجف به سال ١٣٨٢ق به طبع رسيده است.

٥٦. دور الشيعه فى تطور العراق السياسى الحديث
النفيسى, عبدالله فهد, منشورات دار مكه المكرمة, ١٤٠٥ق, وزيرى, ٢٢٨ص.

٥٧. راه رستگارى يا مذهب شيعه جعفرى
خمسى, ابوالفضل, تهران, رقعى, ٤٤ص.

٥٨. الرسالة الاثناعشريه فى ردّ الصوفيه
محمد بن الحسن, الحرّ العاملى
نسخه خطى اين كتاب در موزه بريتانيا به شماره ٢٦٠ و ٢٣ Add موجود است.

٥٩. روح التشيّع
شيخ عبدالله نعمه, دارالفكر اللبنانى, ١٤٠٥ق, وزيرى, ٥١٢ص.
٦٠. الروضة النضرة (طبقات اعلام الشيعه فى القرن الحادى عشر)
آغابزرگ تهرانى, مؤسسة فقه الشيعه, تهران.

٦١. ريشه شيعه و پايه هاى آن
كاشف الغطاء, محمدحسين, مترجم: عليرضا خسروانى, تهران, ١٣١٧ش, ١٨٢ص.
اين كتاب ترجمه (اصل الشيعه واصولها) مى باشد.

٦٢. ريشه ها و جلوه هاى تشيّع و حوزه علميه اصفهان در طول تاريخ
مير حجت موحد ابطحى, دفتر تبليغات المهدى عج: اصفهان, ١٤١٨ق, ٣ج.

٦٣. سراج الشيعه فى آداب الشريعه
؟, تهران, ١٣٧٤ق, وزيرى, ٣٩٨ص.

٦٤. سرّ تفوق شيعه در اسلام
عماد زاده, حسين, مكتب قرآن, تهران, ١٣٥٣ش, وزيرى, ١٩٥ص.

٦٥. سلوة الشيعه وقوّة الشريعه
ميرلوحى
نسخه خطى: ١. مكتبة آيةاللّه مرعشى نجفى,
شماره ٤٠١٤
٢. كتابخانه آيةاللّه گلپايگانى, مجموعه ١٥٦١.
نويسنده در اين كتاب به رد عقايد صوفيه پرداخته است.

٦٦. السيادة العربيه والشيعه والاسرائيليات فى عهد بنى اميه
فان فلوتن, التعريب: حسن ابراهيم, مكتبة النهضة المصريه, القاهره, ١٩٦٥م.

٦٧. سيرى در تاريخ تشيّع
الهامى, داوود, انتشارات مكتب اسلام, ١٣٧٥ش, وزيرى, ٧٩٤ص.

٦٨. الشيعه
صدر, محمّد صادق, مكتبة نينوى الحديثه, ١٣٥٢ق, بغداد, وزيرى, ١٨٢ص.
٦٩. شيعه
دكتر شريعتى (على), سحاب كتاب با همكارى حسينيّه ارشاد, خرداد ١٣٥٨ش, ٢٤٦ص.

٧٠. شيعه
ردلف, اشتروتمان
كتاب به زبان آلمانى است.


٧١. الشيعه الاثنى عشريه: بيانان لخصائصها الدينيه من العصر المغولي
رودلف اشتروتمان, لايپزيگ, ١٩٢٦.
كتاب به زبان آلمانى نگارش يافته است.

٧٢. الشيعه بين الحقائق والأوهام
سيد محسن امين, مؤسسة الأعلمى للمطبوعات, بيروت ١٣٩٧ق, وزيرى, ٤٦٦ص.
اين كتاب در ردّ (الوشيعه) موسى جاراللّه نوشته شده است.

٧٣. الشيعه بين الاشاعره والمعتزله
هاشم معروف الحسنى, دارالقلم

٧٤. شيعه چه مى گويد
سراج انصارى, مهدى, تهران, ١٣٢٧ش, رقعى, ٣٩٨ص.
اين كتاب يك بار نيز با اصلاحات و حواشى سيد هادى خسروشاهى در تبريز چاپ شده است.

٧٥. شيعه در اسلام
موسوى سبط, موسى, تهران, ١٣٢٩ش, رقعى, ١٣٣ص; و كتابخانه مدرسه چهلستون مسجد جامع تهران, ١٤٠٠ق, چاپ دوم, ٢٠٨ص.
به اين كتاب حسن سعيد مقدمه مفيد و پر طمطراقى نوشته است.
٧٦. شيعه على
صادقى اردستانى, احمد, نشر جواديه يزد, ١٣٥٥ش.

اين كتاب فاقد صفحه شمار است.
٧٧. الشيعه والحاكمون
مغنيّه, محمدجواد, المكتبة الأهليه, بيروت.

٧٨. الشيعه فى موكب التاريخ
سبحانى, شيخ جعفر, معاونية شؤون التعليم والبحوث, چاپ اول, ١٤١٣ق, ١٤٠ص.
٧٩. الشيعه فى الميزان
مغنيه, محمدجواد, دار التعارف للمطبوعات, بيروت, ١٣٩٩ق, وزيرى, ٤٨٠ .

٨٠. شيعه كيست و تشيّع چيست؟
مغنيّه, محمّدجواد, مترجم: على اكبر كسمايى, انتشارات اقبال, ١٣٤٤ش, ١٦٩ص.

٨١. الشيعه والامامة
المظفر, محمدحسين, دار المهاجر, بيروت, بى تا.

٨٢. شيعه و تشيّع
مغنيّه, محمّدجواد, مترجم: شمس الدين مرعشى, مجمع ذخائر اسلامى, تهران, ١٣٥٦, ٣٧٨ص.

٨٣. الشيعه وحجتهم فى التشيّع
الشيخ محمّد مرعى الامين, الانطاكى

٨٤. شيعيان مبارزان راه خدا
رابين, رايت, مترجم: على انديشه, نشر قومس, ١٣٧٢ش, وزيرى, ١٧٩ص.
٨٥. صفات الشيعه وفضائل الشيعه شيخ صدوق
ابوجعفر محمّد, ابن بابويه قمى, تهران, ١٣٨١ق, وزيرى, ٨٨ «٩٣ص.
اين كتاب به قلم حسين فشاهى ترجمه شده و در هامش كتاب به چاپ رسيده است.

٨٦. صفحه اى از تاريخ سياسى اسلام به انضمام رساله تحقيقى رافضيان چه كسانند؟ يك داورى بين شيعه و سنى
عزمى, خليل, مترجم: عليرضا خسروانى, تهران, كى استوان, ١٣٣٤ش, رقعى, ٢٠«٨٧«٨٢٧ص.

٨٧. الصلة بين التصوف والتشيّع
الشيبى, كامل مصطفى
اولين چاپ اين كتاب در ٢ جلد در بغداد به سال ١٩٦٣م, صورت گرفته است.

٨٨. ظهور شيعه
طباطبايى, علامه سيّد محمّدحسين, نشر شريعت, ١٣٣٨ش, وزيرى, ١٥٢ص.
كتاب حاضر مجموعه مصاحبه هاى معظم له با هانرى كربن فيلسوف و ايران شناس معروف فرانسوى مى باشد.

٨٩. عقائد الاماميه
مظفر, محمّدرضا, مطبعة نور الأمل, ١٣٨١ق, ١٤«١٢٦ص.
اين كتاب در پنج فصل و يك مقدمه تدوين شده است. دكتر حامد حفنى داود يك مقدمه ممتع و مفيد بر اين كتاب نوشته كه فوق العاده قابل استفاده است.

٩٠. عقائد الشيعه
نيّر بروجردى, تهران, اسلاميه, ١٣٣٨ش, خشتى, ١٣١ص.

٩١. عقيدة الشيعه
دونالدسن, دوايت, التعريب, ع.م, مصر, ١٩٤٦م.

٩٢. عقيده الشيعه الاماميه
هاشم معروف الحسنى, دارالقلم
٩٣. عقيدة الشيعه فى الامامية
شريعتى اصفهانى, محمدباقر, قم, ١٣٩٧ق, وزيرى, ٥ «٢٩٦ص.

٩٤. على و شيعيانش
نجم الدين, شريف, مترجم: على كرمى مهر.
اين كتاب ترجمه اى است از (على و الشيعه).

٩٥. فرق الشيعه
ابومحمّد, النوبختى, دارالاضواء, بيروت, چاپ دوم, ١٩٨٤م.

٩٦ . الفرقه الناجيه
شيخ ابراهيم قطيفى, با مقدمه حبيب آل جميع, مؤسسة البقيع لاحياء التراث, ١٤٢٠ق, وزيرى.

٩٧ . فضائل الشيعه
اين كتاب از مؤلفى ناشناس است كه كتابش را به نام طهماسبِ صفوى نوشته است. نسخه خطى كتاب در مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى موجود است.

٩٨ . الفكر السلفى عند الشيعه الاماميه
على حسين, الجابرى, مؤسسة احياء التراث الاسلامى, ١٩٧٧م.

٩٩ . الفكر الشيعى
؟, مكتبة النهضة, بغداد, ١٩٦٦م.

١٠٠ . كتاب ايمان براى كمال انسان و عقايد شيعه اماميه اثنى عشريه
استرآبادى, ضياءالدين, نثر مصطفوى, تهران, ١٣٥٣ش, ٢٥٦ص.

١٠١ . كتابشناسى اصول فقه شيعه
مهدى مهريزى, دبيرخانه كنگره جهانى شيخ مرتضى انصارى, ١٣٧٣ش, رقعى, ٢٠٨ص.
١٠٢ . كلام شيعه
آنتز, پتر
اين كتاب به زبان آلمانى نگارش يافته و در حقيقت پايان نامه دكترى نويسنده مى باشد و در سال ١٩٧١م به طبع رسيده است.

١٠٣ . گروه رستگاران يا فرقه ناجيه
موسوى, محمد, انتشارات صدوق, ١٣٨٤ق, وزيرى, ٦٤٠ص.
١٠٤ . گفتار شيعه در اصول و فروع
؟, انتشارات شمس, تهران, ١٣٨٣ق, وزيرى, ٤٥٦ص.

١٠٥ . گفتگوى يك دانشمند شيعى با يك عالم سنى
علم الهدى, مرتضى, دانشگاه تهران, ١٣٤٨ش, ٢ج, وزيرى.
اين كتاب را دكتر ابوالقاسم گرجى تصحيح كرده و با مقدمه و تعليقات خود به چاپ رسانده است.

١٠٦ . لماذا اخترت مذهب الشيعه: مذهب اهل البيت(ع)
شيخ مرعى امين انطاكى, مؤسسه الاعلمى للمطبوعات, بيروت, بى تا, ٣٢٧ص.
در اين كتاب كه يك زندگينامه خودنوشت است, ابتدا مؤلف اطلاعاتى از زندگى خود به دست داده و سپس استبصار خود را باز مى نماياند.

١٠٧ . مبانى تفكر شيعه
مظفر, شيخ محمدرضا, مترجم: دكتر جمال موسوى, كتابخانه بزرگ اسلامى, بى تا, ٢٣٠ص.
اين كتاب ترجمه اى است از (عقائد الاماميه)

١٠٨ . مبانى دينى و مذهب شيعه
نجفى حسينى, احمد, قم, ١٣٥٠ش, رقعى, ١٠٥ص.
١٠٩ . مذهب تشيّع و آرمان هاى ملى ايران
حقوقى, عسگر, تهران, ١٣٥٣ش, وزيرى, ١٤٤ص.

١١٠ . مذهب شيعه و منشأ آن (بنگالى)
آقا احمد, على احمد.
اين كتاب در ١٨٩٢م به طبع رسيده است.

١١١ . مسائل اقتصادى از ديدگاه تشيّع
مظفر, محمدرضا, مترجم: محمّد محمّدى اشتهارى, قم, ١٣٥٥ش.

١١٢ . مسئوليت شيعه بودن
(دكتر) شريعتى, على, حسينيه ارشاد, ١٣٥٢ش, ٤٤ص.

١١٣ . مسار الشيعه
شيخ مفيد م/٤١٣ق
نسخه خطى اين كتاب در مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى موجود است.

١١٤ . معنويت تشيّع و ٢٢مقاله ديگر
(علامه) طباطبايى, محمّدحسين, انتشارات انديشه, تهران, ١٣٥٦ش, ٢٨٨ص.

١١٥ . مكتب تشيّع در سير تاريخ
خراسانى, حسين, نشر محمّدى, تهران, ١٣٤١ش, رقعى, ٢٢٧ص.

١١٦ . منابع انديشه مذهبى شيعه
شيروانى, على, انتشارات شفق, قم, ١٣٧٣ش, وزيرى, ١٧٦ص.
١١٧ . منطق شيعه در كنگره ها و مجامع علمى
سبحانى, آيةاللّه شيخ جعفر, انتشارات مكتب اسلام, ١٣٧٦ش, ٢١٢ص.

١١٨ . مؤنس الشيعه
مدرسى, عبدالكريم,تهران, ١٣٨٨ق, ١٢٥ص.

١١٩ . نامه شيعيان
حسن احقاقى اسكويى, حائرى, مشهد, ١٣٣٣ش, ٢١٣ص.

١٢٠ . النواقض لبنيان الرواقض
ميرزا مخدوم, محمّد [يا] اشرف بن عبدالباقى
نسخه خطى كتاب در موزه بريتانيا در شماره ٧٩٩١. or نگهدارى مى شود.

١٢١ . الوشيعه فى ردّ الشيعه
موسى جاراللّه
اين كتاب بارها از طرف علماى شيعه مورد نقد قرار گرفته است.

١٢٢ . وظايف الشيعه فى زمن الغيبه
حسينى, س.ا, نشر موسوى, اصفهان, ١٣٥١ش, جيبى, ٤٨ص.

١٢٣ . هويّة التشيّع
دكتر وائلى, شيخ احمد, مؤسسه اهل البيت(ع), بيروت, ١٩٨١م, ٢٢٤ص.پي نوشت : ١. القاموس المحيط, ماده (شاع). ٢. ابومخنف, مقتل الامام أبى عبدالله الحسين(ع), ١٩٦٠, ص١. ٣. نصر بن مزاحم, وقعة صفين, ١٣٦٥ق, ص٧. ٤. مسعودى, على بن الحسين, نجف, ص١٢١. ٥. اشعرى, مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين, ١٩٥٠م, ج١, ص٦٥. ٦. شهرستانى, الملل و النحل, ١٩٥٦, ج١, ص١٣١. ٧. شيخ طوسى, تلخيص الشافى, ١٩٦٣, ج٢, ص٥٦ و٥٧. ٨. همان, ص٤٦. ٩. پيشين, ج١, ص١٣٣. ١٠. همان, ص١٣٥. ١١. شهرستانى, پيشين, ج١, ص٤٢. ١٢. اشعرى, سعد بن عبدالله, المقالات والفرق, ١٩٦٣, ص٣٧. ١٣. ابن حزم, الفصل فى الملل والأهواء والنحل, بغداد, ج٢, ص١١٣. ١٤. شيبى, كامل مصطفى, الصلة بين التصوف والتشيّع, ١٩٦٣, ج١, ص١٠ـ١١. ١٥. فرق الشيعه, ١٩٣١, ص١٥. ١٦. علل الشرايع, ١٩٦٣, ص١٥٦. ١٧. ديلمى, ارشاد القلوب, ١٣٨١, ج١, ص١٩٣. ١٨. كاشف الغطاء, اصل الشيعه واصولها, بيروت, ص٩٠. ١٩. طبرى, تاريخ ١٩٣٨, ج٢, ص٤٤٤. ٢٠. يعقوبى, التاريخ, ١٣٥٨ق, ج٢, ص١٠٣. ٢١. ابن النديم, الفهرست, قاهره, ص٢٦٣. ٢٢. فلهاوزن, الخوارج والشيعه, ت: عبدالرحمن بَدَوى, ١٩٥٨, ص١٤١. ٢٣. دابليو, ام, وات, اسلام و همبستگى جامعه, ١٩٦١, ص١٠٤. ٢٤. طبرى, پيشين, ج٤, ص٤٦. ٢٥. القمى, علل الشرائع, ١٩٦٣, ص١٥٩.